تبليغاتX
@آواره.مجنون.دیوانه@

زخمی در به در

سلام به حسین

کربلا یعنی عطش در موج خون

کربلا یعنی طپش مستی جنون

کربلا یعنی شهود لاله ها

کربلا یعنی عروج ناله ها

فردا زمین کربلا به حسین خوش آمد میگه    السلام علیک یا ابا عبد الله

کربلا یعنی نوای عل عطش

روی لبها رد پای عل عطش

کربلا یعنی سراپا سوختن

تشنه لب بین دو دریا سوختن

کربلا یعنی که سقای ادب

در کنار نهر بیافتد تشنه لب

کربلا یعنی حظور فاطمه

پیش سقا در کنار علقمه

کربلا یعنی علی اصغر شدن

تشنه بر دوش پدر پرپر شدن

------------------------------------------------------

علی اکبر میگه میگه دیدم بابام سرش رو زین اسبه

چشمای بابامو خواب گرفته یه مرتبه دیدم بابام صورتشو

از رو زین بلند کردن فرمود بابا بگو ببینم کی نام این سرزمین را میدونه

یه پیرمردی جلو اومد آقا من میشناسم فرمود نام این سرزمین چیه

صدا زد آقا نام این سرزمین نینواست نامه دیگش کربلاست

علی اکبر میگه دیدم بابام فرمود پناه میبرم به خدا از شر کرببلا

صدازدم بابا چرا اشک چشماتو گرفته فرمود علی اکبرم بابا وقتی میومدیم

خواب رفتم در عالم خواب دیدم یه هاتفی ندا میزنه این قافله داره میره مرگ

پشت سرش بدرقش میکنه صدا زد بابا چرا اشک میریزی مگه ما بر حق نیستیم

فرمود علی اکبرم چرا بابا ما برحقیم صدا زد بابا دیگه چه غم داری اگه مارا هم بکشن

صدا زد علی اکبرم برو عموت عباس را بگو بیاد عباس اومد فرمود داداش برید کمک کنید بچه

از ناقه ها پیاده کنید بابا امروز به روایتی لشکر حر هم  رسید کربلا

امروز امام حسین به حر نفرین کرد فرمود عباسم بچه ها را پیاده کن

اما اونی که دله زینب را شکست اینجا بود امام حسین وقتی رو به عباس کرد فزمود داداش

خیمه ها را در گودی زمین سر و پا کن یه مرتبه اشک چشمای زینب را گرفت فرمود داداش

در غزوات بابا علی رو بلندی خیمه سر و پا میکرد چرا ما در گودی زمین فرمود زینبم اینجا

جایی هست که باید خیلی صبر کنی فرمود زینبم این سرزمین قتلگاه حسینته

----------------------------------------------------------

دسته گله محمدی یابن زهرا خوش آمدی

وارد به کربلا شدی یابن زهرا خوش آمدی

ای خاک پاکم تربتم سوزم به یاده غربتم

اینجا شود رنگین ز خون از سنگ دشمن صورتم

نخل امید احمدی خوش آمدی

---------------------------------------

این ده روز وبلاگم هرروز آپ میشه تا عاشورا

موفق باشید یا علی التماس دعا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

moharam_ahlbeyt

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سام در جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت 0:8 |
محرم ماه خون ماه عذا آمد

ماه غم ماه محرم ماه نور

ماه کسب و عزت و آزادگی

ماه محرم گشتن و آمادگی

ماه بیداری و در خون خفتن است

ای جوونا فردا روزه اول محرمه بخواه از خدا

خدا توفیقت بده حرمت این ماه را حفظ کنی

 السلام علیکه یا ابا عبدالله

محرم ماه غیرت پایداری

به پای وصل جانان بی قراری

محرم ماه مستی از می عشق

سما و پایکوبی در پی عشق

---------------------------------------------------------------

دیگه هشتم ذی الحجه آهنگ سفرشو شروع میکنه

دیگه بارشو میبنده یه عده اومدن

دور حسین را گرفتن شاید بتونن آقا را منصرف کنن

بزرگان اومدن قبائل اومد از آقا خواستن آقا نمیخواد بری کربلا

همه آماده میشدن همه محیا میشدن ایام حجه

همه برن عرفات سرزمین معرفت همه میخوان برن مشعر سرزمین شعور

همه میرن منا قربونی بدن اما دیدن اما حسین دست زن و بچه ها را گرفته

آی عباسم علی اکبرم کمک کنید بچه ها را سوار ناقه ها کنید

همه آماده شدن قافله حرکت میکنه

امروز روز اول عذای حسینه یا زهرا

محمد حنفیه اومد ابن عباس اومد جلوی ناقه ی امام حسین را گرفتن

آقا بگذر از این سفر آقا نمیخواد بری کربلا

صدا زد آقا اگه میخوای بری برو اصرار خیلی داری

اما جانه مادرت دیگه زینبتو نبر با خودت دیگه نمیخواد بچه هاتو ببری

یوقت زینب گفت ساکت شو محمد حنفیه چرا میخوای بین من و حسین را جدایی بندازی

------------------------------------------------------------------

یا حسین یا حسین وا حسین وا حسین

مهشری کبری شده خون جگر زهرا شده

کل ارض کربلا ماهه عاشورا شده

شیعیان زاری کنید اشک غم جاری کنید

هم بسوزید از جگر هم عذاداری کنید

تسلیت ام البنین گریه کن یا فاطمه

دست عباست جدا میشود در علقمه

عالمه هستی پر از بانگ وا ویلا شده

ماه پر پر گشتن لاله ی لیلا شده

خون در این مه جاری هست حلق اصغر میشود

روی دسته باغبان غنچه پر پر میشود

یا حسین و یا حسین وا حسین وا حسین

ای محرم گریه کن بر گل باغ حسن

ای محرم گریه کن بر گل سرخ حسین

در محرم شعله بر باغ زهرا میزنن

دختران را بر سر نعش بابا میزنن

یا حسین و یا حسین وا حسین و وا حسین

------------------------------------------------------------

 چون ایام محرم بود من و خواهرم این ده روز را اختصاص دادیم به عذاداری

برا آقامون امام حسین هرشب اینجا مراسم داریم هرکی خواست بیاد

به احترام آقاش و سرورش امام حسین

ایشالا بعد ده روز همه چی برمیگرده سره جای اولش

یا علی قدر این روزا را بدونید

 

|+| نوشته شده توسط سام در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 23:37 |