تبليغاتX
@آواره.مجنون.دیوانه@

زخمی در به در

سوال و جواب
اگه رفیقت نا رفیق بشه چیکار میکنی؟من نارفیق ندارم   بهترین دوستم خواهر نگینمه

اگه هزار تومان پول داشته باشی چیکار میکنی؟میدم آبجی نگین  بره پفک بخره

اگه یه روز ۱۱۰ دنبالت کنه چیکار میکنی؟ میرم پشت سره همسرم فرشته قایم میشم

چطوری حال گیری میکنی ؟ طرفمو میترسونم

وقتی بری جلوی آینه چی میبینی ؟  هی به خودم میگم بابا خوشگله

تکه کلامت چیه؟ یا علی

بهترین رنگ؟ مشکی

بهترین فصل؟ بهار

بهترین غذا؟ دستپخت آبجی نگین و حاج خانوم فرشته عالیه  غذاهاشون خوبه

بهترین گل؟ گل نگین

بهترین شاعر ؟استاد شهریار

بهترین عطر؟ هاواک

مسافرت؟سه ماه تابستون

ماشین؟ ما هم داریم  شما چطور؟؟؟؟؟؟

نیمکت ته کلاس ؟ خدا صبر بده به معلم

قوزک پا ؟ بو میده

دستمال کاغذی ؟ ۱۰ تاش تو چیبمه

سربازی؟ معافم

کفش کتانی ؟ دیروز خریدم

آب گرم کن؟ خرابه

گربه ؟ پرنسس مخمل

زندان ؟ دیروز رفتم ملاقاتی مهرداد بخش انفرادی

عینک دودی؟ خودم عینک دارم کاریش ندارم

سیگار؟ متنفرم

بلندگو ؟ صدای خودم

نظرت در مورد من چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 ---------------------------------------

آبجی نگین هم آپه با سوال جواب

www.badeto.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط سام در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 17:7 |
دشمن 2

سینا و مهرداد این دو اهریمن تصمیم گرفتند با کمک

هم جهان را به تاریکی تبدیل و جهانیان را بکشند

از آن طرف تینا و رضوانه برای یافتن برادر و خواهر خوناشام

راهی جنگل وحشت محل زندگی آنها شدند

رفتند و رفتند تا به قلعه ی ترسناک و مهیب

کنت دراکولا و خواهرش رسیدند

تینا در را کوبید خدمتکار سام و نگین آلبرت با صدایی خسته گفت

کیست زننده ی در رضوانه گفت ما درخواست کمک از کنت دراکولا

و خواهرشون را داریم برای نابودی مهرداد قاتل و سینای کشنده

در باز شد آلبرت گفت بفرمایید داخل

سام کنت دراکولای بزرگ بر روی تختش تکیه داده بود

و نگین خواهرش نیز در کنارش سام گفت چیکار داری از انسان

تینا گفت ما درخواست کمک داریم مهرداد و سینای قاتل میخوان

جهان را نابود کنند ما باید جلوی کارشون را بگیریم

نگین با رویی خوش گفت بفرمایید عزیزان شام

نگین تینا و رضوانه را به سمت ميز بزگ شام هدایت میکرد و سر ميز با وقار خاصي

نشست  روي ميز پر از شراب و غذاهايي كه درپوش دارند هست.

رضوانه  شرابو برداشت و نوشید

مزه ي عجيبي دهانش رو پر کرد سريع در حالي كه تعجب كرد ميگم:

كنت دراكولا اين چه شرابيه . دراكولا: شراب خون!

شام را خوردند و نگین و سام برای اینکه مسلح شوند به اطاق

تجهیزات رفتند و ساعتی بعد وارد تالار پذیرایی شدند

از آن طرف مهرداد و سینا دست به کشتن مردم زده بودند

نگین و سام و تینا و رضوانه راهی محل زندگی این دو شیطان شدند

یعنی قبرستان کنار جاده

سینا و مهرداد بعد از کشتن مردم راهی قصر خود شدند تا خودشون را برای

جنگ با کنت دراکولا و خواهرش نگین آماده کنند

سامم به قصر آنها رسید مامورین سینا بهش حمله کردن

ولی او با کمک نگین همی آنها را کشت

همسر مهرداد به نگین حمله کرد و نگین را زخمی کرد

ولی سام یه تیر به سمش نشانه رفت و دستشو قطع کرد

و بعد سام شروع کرد به خوردن خون گردن اون افریطه

مهرداد خبر دار شد که همسرش کشته شده صدای فریادش تمام قصر را پسر کرد

سینا نیز توسط تینا و رضوانه با اره برقی تیکه تیکه شده بود

سام کنت دراکولا مهرداد را در حالی که در قصرش پنهان شده بود

به دام انداخت و به قلعه ی خودش برد برای شکنجه این ظالم

مهرداد بیهوش شده بود زمانی که چشمش را باز کرد

احساس سستي و حالت تهوع کرد

يك جونوري ضبر و حال بهم زد داخل دهانش با سرعت اين طرف و آنطرف ميرود.

لباستان كثيف و خوني شده و بالاي سرش يك كلاه آهني

كه انگار در كاسه ي سرش فرو رفته  قرار دارد كه ميله هاي

نوك تيزي دردورشو گرفته حيران از اين ماجرا هست

كه يكدفعه تلويزين كهنه اي كه روبه روش  قرار داره روشن ميشه.

تصویر خوناشام و خواهرش است در حال خوردن سینای کباب شده

با صدایی عجیب شروع به صحبت میکنند

سلام...  ميخوام يه بازي ترتيب بدیم برات:

....................

----------------------------------------

ادامه ی چگونگی شکنجه مهرداد قاتل در داستان بعد 

یا علی بای
 
.

|+| نوشته شده توسط سام در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 22:32 |