ای گل ای گل ای گل
مهر خود را تو چرا از سامی پنهان کردی
قلب غمگینم را
ز غم خود چو کویری سوزان کردی
خواهر جون مهر نپوشان از من
دله خسته ام را نشکن
که ز رویت فهمیدم من
رویه تو شد غمگین
که به غم تو شدی نیلی
از غصه لرزیدم به خود گفتم
که فتادی و جان دادی
زخم زبون خوردم
مثل لاله ای پژمردم
سر خود به زیر پر بردم
غم زده دل خسته
دلم خواهر شکسته
خواهر خواهر خواهر خواهر
شبی دیگر به کنار منه جان بر لب باش
خواهر چون کبوتر زدم پرپر
|
+| نوشته شده توسط سام در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 9:36
|